پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

پرهام و رهام

اشیا

پرهام جووووونم امروز خیلی خوشحالم کاش میتونستم احساسمو بنویسم ،میدونی چرا؟ آخه تو میتونی اشیاروبدستای کوچیک توپولوت بگیری و باباجون زمانی که دیدن خیار دستت گرفتی یک اسکناس خشک بهت دادن و گفتن اینم جایزت ...
10 ارديبهشت 1392

واکسن3

امروز پسرم واکسن چهارماهگیشو زده الهی من بمیرم که اینقدر مظلومی،خودت حواست هست پات اصلا تکون نمیدی، حتی زمانی هم که خوب شده بودی بازم میترسیدی پاتو تکون بدی ...
2 ارديبهشت 1392

پیِ جامه

به اسرار بابایی واست شلوار راه راهی دوختم خیلی مورداستقبال همه قرار گرفت سفارش رکابی هم دادن انگاری خودت هم خوشت اومده ...
21 فروردين 1392

دمرو

عزیزم دیگه بزرگ شده و میتونه برگرده روی شکم اولین بار که این کارو کردی من و بابایی ازخوشحالی داد کشیدیم و پریدیم هوا مامانی دمرو بشو آفرین برو بروووووو بروو تو میتونییی آفرین الهی مامان قربونش بره ...
15 فروردين 1392

سیزده به در

عزیزم امروز سیزده به در هست و مابه همراه مامان جون وآقاجون و دایی رضای مامان و داییهای خودت رفتیم باغ جنت و موقع خوابت چون به گهوارت عادت داشتی گذاشتیمت توی پتو تکونت دادیم ...
13 فروردين 1392

عید1392

چقدر بهارقشنگه         آسمون آبی رنگه     هدیه فصل بهار        گلهای رنگوارنگه                                    عزیز مامان امروز چهارشنبه ساعت 14/31دقیقه سال تحویل شد،و من و بابایی سفره هفت سینو چیدیم خدا خدا میکنیم که تو نخوابی و سال جدید را با همدیگه آغاز کنیم زمان تحویل سال من و بابایی دستای کوچیکتو تودستمون گرفتیم و واسه سلامتی کوچولومون دعا کر...
1 فروردين 1392